جوزافا باريارو / آمبروزيو كنتارينى / كاترينو زنو / آنجوللو / وينچنتو دالساندرى ( مترجم : منوچهر اميرى )
81
سفرنامه هاي ونيزيان در ايران ( فارسى )
شامگاه روز بعد چهل ميل پيمودند . بدينسان مىتوانستند خود را سه روزه به شيراز رسانند . كس باور نمىكرد كه آن همه مردم از مرد و زن و كودك ، حتى بچهء شيرخواره ، با آن شتاب سفر كنند ، با آن همه شكوه و جلال ، و هرگز بىنان نمانند و بندرت دچار كمبود شراب باشند ( و اگر اكثر آن قوم شرابخوار نبودند گرفتار اين مضيقه نيز نمىشدند ) و آن همه گوشت و ميوه و ديگر نيازمنديها همراه داشته باشند . من كه اين حال را مشاهده كردم نه فقط باور دارم ، بلكه به خوبى مىدانم و بدين نيت مىنويسم تا اگر پس از اين كسانى به اين نواحى آيند ، اگر روزى روزگارى چنين اتفاقى افتد بتوانند دربارهء درستى يا نادرستى آنچه در اين باره نوشتهام داورى كنند . كسانى هم كه قصد ديدن اين سرزمين را ندارند ، بخوانند و بپسندند و باور كنند . بخصوص به ذكر آن پرداختم . اعيان و اشرافى كه از ملازمان شاه هستند و زنان و فرزندان خود و خادمان خويش را از مرد و زن - و همچنين اثاث خود را - همراه مىبرند ، معمولا شتر و استر فراوان دارند كه عدد آنها را پس از اين خواهم گفت . كودكان شيرخواره را كه در گهوارهاند بر قاش زين حمل مىكنند تا مادر يا دايه بتواند كودك را شير دهد و گهوارهها بعضى نيكوتر از برخى ديگرست و به تناسب جاه و مقام صاحبان آنها پوشيده از حريرهاى زربفت يا ابريشمدوزى است . با دست چپ گهواره و لگام اسب را مىگيرند و با دست راست اسب را مىرانند و با تازيانهاى كه به انگشت كوچك خود بستهاند او را مىزنند . ديگر كودكان را در قفسهايى با اسب حمل مىكنند كه آنها را از دو سو پوشانده و به تناسب مرتبه و مقام پدران ساخته و پرداختهاند . زنان نيز بر اسب مىنشينند و بر حسب موقعى كه دارند خادمان ايشان از مرد و زن پيشاپيش مىرانند . مردان شايسته و لايق ، شخص شاه را ملازمت و مواظبت مىكنند و عدهء ايشان چندان است كه طول صف آنان از اينسو به آنسو بهقدر يك روز راه است . زنان روى خود را با پردهاى كه از موى اسب است مىپوشانند تا در هواى صاف آن را از سوزش آفتاب محفوظ نگاه دارند . « 1 »
--> ( 1 ) . راموزيو مىنويسد : « و هم اينكه روى ايشان را كس نبيند . »